نمایش زندگی بسیار کوتاه است ( مرداد- شهریور 88 , ساعت 18:30 تالار هنر)

خبرگزاری بانی فیلم - چهارشنبه 25 / 6 / 88

 

 

نمایش " زندگی بسیار کوتاه است "

داستانی انسانی برای همه

 

 

اگر تمایل به خواندن خبر در سایز عادی را دارید روی عکس خبر کلیک کنید

مارو با قدمهای مهربونتون در آخرین روزهای نمایش زندگی بسیار کوتاه است

خوشحال کنید

تا روز پنج شنبه بیشتر روی صحنه تالار هنر نیستیم

ممنون از همه عزیزان

 

 

نویسنده: کارگاه تئاتر بومرنگ ׀ تاریخ: ٢٦ شهریور ۱۳۸۸ ׀ موضوع: ׀ لینک این پست ׀ نظرات ()

تقدیم به مصطفی رحماندوست

نمایش «زندگی بسیار کوتاه است» به رحماندوست تقدیم می‌شود

خبرگزاری فارس: اجرای نمایش «زندگی بسیار کوتاه است» به نویسندگی و کارگردانی مهدی مهدی‌آبادی 25 شهریور به مصطفی رحماندوست به این شاعر کودک تقدیم می‌شود.


به گزارش خبرگزاری فارس به نقل از روابط عمومی کارگاه تئاتر بومرنگ؛، نمایش کودک و نوجوان «زندگی بسیار کوتاه است» به کارگردانی مهدی مهدی‌آبادی روز 25 شهریور ماه از طرف کارگاه تئاتر بومرنگ به مصطفی رحماندوست شاعر حوزه کودک تقدیم خواهد شد.
نمایش «زندگی بسیار کوتاه است» به نویسندگی و کارگردانی مهدی مهدی‌آبادی از روز یکشنبه 25 مرداد ماه در تالار هنر بر روی صحنه رفته است.
این نمایش روایتگر زندگی آدم برفی است که در کنار مترسک با هم بخشش و نوع‌دوستی را تجربه می‌کنند.
مونا بیگی،‌بهاره میرزاپور و مرتضی احمدی بازیگران این نمایش هستند، میترا حکیم هاشمی طراح صحنه، جعفر مهیاری موسیقی، رضا میکائیل‌زاده مدیر برنامه، محمد رحمانی دستیار کارگردان ، علی حاجی بنده مدیر صحنه، اکرم رضایی زاد منشی صحنه دیگر عوامل این نمایش هستند.
نمایش «زندگی بسیار کوتاه است» تا 30 شهریور ماه همه روزه به غیر از شنبه‌ها از ساعت 18:30 میزبان علاقمندان است.

نویسنده: کارگاه تئاتر بومرنگ ׀ تاریخ: ٢٥ شهریور ۱۳۸۸ ׀ موضوع: ׀ لینک این پست ׀ نظرات ()

آثار راه یافته به جشنوره تاتر کودک و نوجوان اصفهان

آثار راه یافته به بخش مسابقه ایران و مسابقه بین‌الملل شانزدهمین جشنواره بین‌المللی تئاتر کودک و نوجوان اصفهان معرفی شدند.

به گزارش سایت ایران تئاتر، هیأت انتخاب آثار شانزدهمین جشنواره بین‌المللی تئاتر کودک و نوجوان اصفهان متشکل از سیمین امیریان، اردشیر صالح‌پور و رسول هنرمند 12 اثر را برای بخش مسابقه ایران و 4 اثر را برای بخش مسابقه بین‌الملل به منظور شرکت در جشنواره معرفی کردند.

فهرست آثار راه یافته به بخش مسابقه ایران به شرح زیر است:
نمایش"رویای بارانی" به کارگردانی پرستو گلستانی از تهران
نمایش"آدم برفی" به کارگردانی آناهیتا غنی‌زاده از تهران
نمایش"جالباسی" به کارگردانی مشترک حامد زحمت‌کش و مجید بوربور از تهران
نمایش"موشه رو کی خورده" به کارگردانی امیر مشهدی‌عباس از تهران
"زندگی بسیار کوتاه است" به کارگردانی مهدی مهدی‌آبادی از تهران
نمایش"اول دوست آخر دوست" به کارگردانی وجیه کریمی از اصفهان
نمایش"سیندرلا در بن‌بست" به کارگردانی امید نیاز از اصفهان
نمایش"خاله سوسکه" به کارگردانی حسین باغبان از ساری
نمایش"خورشید حسنک" به کارگردانی حسین عباس‌زاده از بیرجند
نمایش"ما آدم کوچولوها خیلی بزرگیم" به کارگردانی مشترک وحید فقیهی و جواد کیانی از اهواز
نمایش"می تی قهرمان مورچه‌ها" به کارگردانی فریبا چوپان‌نژاد از گرگان
نمایش"خوان هشتم" به کارگردانی امیر سالاران از چناران
فهرست آثار راه یافته به بخش مسابقه بین‌الملل به شرح زیر است:
نمایش"شکار بزرگ شنبه" به کارگردانی شهرام کرمی  از تهران
نمایش"چهارمین پرو‌نده کارآگاه" به کارگردانی اکرم ابوالمعالی از اصفهان
نمایش"شلدن کشی" به کارگردانی رجبعلی فلاح از قائم‌شهر
نمایش"شازده کوچولو" به کارگردانی منصور خلج از تهران

شانزدهمین جشنواره بین المللی تئاتر کودک و نوجوان از 12 تا 16 مهرماه در اصفهان برگزار می شود

نویسنده: کارگاه تئاتر بومرنگ ׀ تاریخ: ۱۸ شهریور ۱۳۸۸ ׀ موضوع: ׀ لینک این پست ׀ نظرات ()

شناسنامه زندگی بسیار کوتاه است......

 

 

اسم :                                             زندگی بسیار کوتاه است

فامیل :‌                                           اسم آنقدر رساست که نیازی به فامیل ندارد !!!

نام معرف :‌                                      مجتبی کاشانی

نام مستعار :‌                                     آدم برفی

نام پدر :‌                                          مهدی مهدی آبادی

نام همسایه :‌                                   مترسک

ت . ت :‌                                           او هر روز از نو متولد می شود 

 

سوابق :‌ دکمه های فندقی اش را به سنجابی گرسنه می بخشد / چند وقتی دماغش

که هویج رسیده و بزرگی است را به خرگوشی هدیه می دهد / برای نجات دوستش از

سرما چشمانش را که ذغالی اند به او می بخشد و شال گردنش را به گردن دیگر 

دوستش می پیچد که از سرما یخ نزند .

 

نام چند نفر که در صورت نیاز به او دسترسی دارند :‌ رضا میکائیل زاده ، مونا بیگی ، 

مجتبی گوهرخای ،‌ بهاره میرزا پور ، مرتضی احمدی

 

 توضیحات :‌ راست ترش اینکه ، او در حقیقت یک نمایش ۴۵ دقیقه ای از آدم برفی و

مترسکی است که همسایه اند و اتفاق هایی که در آن رخ می دهند ، همگی دست

به دست هم می دهند تا آنها که روبروی صحنه نمایش نشسته اند باور کنند که

بزرگترین و در عین حال دست یافتنی ترین لذت و شیرینی روزگار آدمیان همان دستگیری

از دیگران است ؛ حال این دستگیری میتواند در تقسیم غم و درد دیگران با خود باشد و

یا در بخشیدن هر آنچه که ما آنرا داریم و دیگران نیازمند آن هستند . او می خواهد به ما

بگوید که باید یاد بگیریم چگونه در کنار هم زندگی کنیم ،‌می خواهد بگوید باید ببخشیم

تا بزرگ شویم و شاید هم می خواهد بگوید از هر دستی که ببخشیم از همان دست

نیز بخشش بزرگتری را دریافت می کنیم و می گوید :‌

تو نیکی می کن و در دجله انداز

که ایزد در بیابانت دهد باز

هدف :‌ من به دنبال کسی می گردم 

                                                   که غمش را با من تقسیم کند

 

 

نویسنده: کارگاه تئاتر بومرنگ ׀ تاریخ: ۱٧ شهریور ۱۳۸۸ ׀ موضوع: ׀ لینک این پست ׀ نظرات ()

گزارش خبرنامه جامعه یاوری با کارگردان نمایش " مهدی مهدی آبادی "

 

عشق بازی به همین آسانی ست

من به دنبال کسی می گردم که غمش را با من تقسیم کند

 

تئاتر کودک متأسفانه یکی از  ناشناخته ترین هنرهای سرزمین ماست . شاید کمتر کسی نام نمایشنامه ای برای کودکان را که در ایران اجرا شده باشد به خاطر بیاورد  و اکثر هنرمندان ما این مسئله مهم را از یاد برده اند که این کودکان آینده فردای ایرانند و امروز روح آنها نیازمند فرهنگ وهنر و آشنیی با خوبیها و شناخت بدیها ست .

یکی از کسانی که این مهم را از یاد نبرده و هدفش پرورش کودکان امروز برای فردایی بهتر است ، آقای مهدی مهدی آبادی است . او فارغ التحصیل رشته بازیگری است اما دغدغه اصلی اش ساخت تئاتر برای کودکان بوده و هست . او را در دفتر کارگاه تئاتر بومرنگ ملاقات کردیم تا از  انگیزه هایش برای اینکار بیشتر بدانیم . اولین سؤال از آقای مهدی آبادی نحوه آشنایی ایشان با جامعه یاوری است ، چرا که این بار نمایشنامه اش را با تأثیری از آثار مرحوم  مجتبی کاشانی  ، اجرا خواهد کرد او در مورد این آشنایی چنین گفت : ابتدای آشنایی من با این با این گروه به زمان زلزله بم بر می گردد . ما در آنجا مشغول فیلم برداری و عکاسی بودیم که من با یکی از اعضای جامعۀ یاوری آشنا شدم ، بعد از آن کارگردانی کنسرتی را بر عهده گرفتم و کار تدوین و جمع آوری  فیلم های از جامعه را  انجام میدادم .  و از آنجایی که بحث یاوری کودک بود و من هم کارم برای کودکان بود همکاری ما آغاز شد ، من قبلاً اسم یاوری را نشنیده بودم و تصورم این بود که عده ای دور هم جمع شده اند و صرفاً برای بچه های محروم مدرسه سازی می کنند . اما بعد از این که کار تدوین فیلم های یاوری را انجام دادم تصمیم کرفتم خودم هم برای این جامعه داستان بسازم . و از آنجا که دغدغه من هم تا حدودی شبیه هدفهای یاوری بود احساس کردم باید این خلاء فرهنگی کودکان را پر کرد . مدرسه که ساخته می شود اما بچه ها به این فرهنگ سازی هم احتیاج دارند و این تأثیر را می توانند از تئاتر بگیرند ، چون در تئاتر همیشه با مثبت و منفی روبرو بودند . به قول آقای کاشانی که گفته اند شما می توانید به دانش آموزان کمک کنید حتی با یک قلم ، من فکر کردم با این قلم من می توانم برایشان داستان بنویسم چرا که آنها آینده جامعۀ ما را می سازند آقای مهدی آبادی خاطره ای گفت از برنامه ای که بسیار برای خودش و حاضران در سالن بسیار تأثیر گذار بود ، او در تمام این سالها کارهای تصویر برداری و ضبط فیلم های جامعۀ یاوری را بر عهده داشته اما معتقد بود در جلسه ای که شعر مدرسۀ عشق توسط دختر کوچک یکی از اعضا خوانده شده هم برای او و هم برای شرکت کنندگان منقلب کننده بود ، او تمامی برنامه ها و سخنرانی های مرحوم کاشانی را شنیده و شاید چندین و چند بار هم در موقع فیلمبرداری و هم به هنگام تدوین ، فیلم همه ی سفرهای یاوری را دیده و نحوۀ کمک های بی دریغ آنها برایش کاملاً آشنا ست . او می داند کاری که امروز می کند تأثیر یک شعر یا کتاب خاصی از مرحوم کاشانی نیست ، بلکه آن چیزی است که طی سالها همکاری او با جامعه یاوری در دلش رسوب کرده و با او یکی شده ؛ کمک کردن به کودکان چه با مدرسه سازی چه با فرهنگ و هنر می تواند در آینده مملکت ما بسیار مهم باشد .

او هدف خود را از ساختن نمایشنامه و نوشتن آنها برای کودکان دادن اعتماد به نفس به آنها و ایجاد فضاهای زیبایی است که شاید کمتر می بینند ، او معتقد است در کارهایش به بچه ها شعر و موسیقی و رقص می آموزد و محیطی برایشان ایجاد می کند که در آن بتوانند دغدغه های خود را در آینده پاسخ بدهند .

این بار نمایشنامه او بسیار متفاوت با قبل است ، او در مورد این کار برای ما توضیح داد که : هدف من در این کار با یک جمله قابل گفتن است می خواهم به بچه ها بیاموزم با کمترین بخشش می توان بیشترین چیزها را بدست آورد . این کار من تأثیری از همه حرف ها و کارهای مرحوم کاشانی است . این کار مجموعه ای از اتفاقات بوده که در زمان های مختلف بر آدم تأثیر می گذارد . اینگونه نبود که با فکر قبلی و زمینه خاصی این کار را بنویسم این چیزها به مرور زمان در ذهن من شکل به شکل نمایشنامه در آوردم . وقتی از ایشان در مورد مراحل ساخت این کار سؤال کردیم برای ما تعریف کرد که : داستان اصلی این نمایشنامه 2 سال و نیم پیش نوشته شد اما به دلایل زیادی تا امروز اجرا نشده .  از جمله مهمترین دلایل این اتفاق نبودن سالن برای تئاتر کودک است . ما یک سالن خوب برای تئاتر بزرگسال داریم که تئاتر شهر است . اما برای اجرای کارهای کودک به جز کانون پرورش فکری و تالار هنر که ما در آن اجرا خواهیم داشت ، جای دیگری را به این کار اختصاص نمی دهند . این سالن ها هم چند سالی است که تعطیل شده و این کار ما در واقع افتتاحیه تالار هنر است . به غیر از این برای تولید کار مار از مراحل اداری زیادی باید عبور کنیم جدای از گرفتن مجوز ، که باید کار را ببینند تا اجازه اجرای آن صادر شود . این شرایط باعث شده که کودکان تهرانی بیش از یک سال است که کار تئاتر ندیده اند و این خلا ء بسیار بزرگی است . البته هیچ کس هم متولی این کار نیست و توجهی به این مسئله ندارد . نه خود کانون پرورش فکری نه مرکز هنرهای نمایشی . این گونه کارها چون با انگیزه شخصی انجام می شود پروسه طولانی دارد . این کار شمل گرفته حرکت جمعی گروهی بود ، که دوستان متن را پسندیدند و دوست داشتند در این تفکر شرکت کنند و همه این گروه آمدند تا اینکار اتفاق بی افتد . و هیچ همکاری از جانب کانون پرورش فکری یا مرکز هنرهای نمایشی وجود نداشت .

" این متن سال گذشته در جشنواره نمایشنامه نویسی ایران برنده جایزه اول در زمینه کودک شد "

 

 

نویسنده: کارگاه تئاتر بومرنگ ׀ تاریخ: ۱٦ شهریور ۱۳۸۸ ׀ موضوع: ׀ لینک این پست ׀ نظرات ()

چند تا از نظرات تماشا گران ......

 

 

 

این نظر چند تا از تماشا گران عزیزمون با دست خط های خودشونه

امیدوارم دست خط های قشنگ شما رو هم روزی توی این وبلاگ بذارم

اگه کمه واسه اینه که به صورت عکس خواستم شما ها راحت ببینید

باز ام حتماً از نوشته ها و نظرات شما عزیزان دوست داشتنی

استفاده می کنیم

با تشکر از همه شما عزیزان

 

 

 

 

 

نویسنده: کارگاه تئاتر بومرنگ ׀ تاریخ: ۱٥ شهریور ۱۳۸۸ ׀ موضوع: ׀ لینک این پست ׀ نظرات ()

ضرورت تئاتر کودک و نوجوان

نوشته: موسی گلدبرگ
برگردان: علی ظفر قهرمانی نژاد

 موسی (کلِر) گُلدبرگ (Goldberg, Muses) نویسندة خوشنامی است. پژوهش های متعددی در مورد قصه های کودکانه‌ای چون پینوکیو، علاءالدین، سیندرلا و... با نگره‌ای امروزی دارد و نیز در باب جنبش های فمینیستی عصر مدرن، آثار معتبری به طبع رسانده است. تنها اثر مکتوب او در حوزة تئاتر، کتاب «فلسفه و اسلوب تئاتر کودکان»1 است که ترجمة ذیل از روی قطعه‌ای از آن صورت گرفته است. تحلیلی چنین کارآمد از تئاتر کودکان از وجوه متنوع، اعم از روان‌شناسی، جامعه شناسی، زیبایی شناسی و آموزش، در نوشتاری به این فشردگی بسیار تأمل برانگیز است.
«چرا باید تئاتر کودکان داشته باشیم؟ »

سنت هنری
به نظر می‌رسد موجه ترین پاسخ به سوال فوق این باشد: «برای به وجود آوردن یک سنت هنری». پاسخ خوبی است اما زیاد واقع بینانه نیست. این منطقی است که بپنداریم اگر کودک، مخاطب تئاترهای خوب باشد به احتمال زیاد در آینده به یک مخاطب بزرگسال تئاتر بدل می‌شود، اما سندی عینی که چنین چیزی را ثابت کند وجود ندارد. هنوز هیچ پژوهش و تحقیقی نتوانسته ثابت کند که روزی کودکان مخاطب تئاتر به مخاطبان بزرگسال این هنر بدل خواهند شد. به لحاظ آماری یکی از موانع اثبات این رابطه، عبارت «تئاتر خوب» است. اگر تئاتر «خوبِ» کودک باعث می‌شود که افراد درسن بزرگسالی به دیدن تئاتر بروند، آیا تئاتر «بد» کودک موجب اجتناب آنان نمی شود؟
برای آن که بتوان این فرضیه را مطابق آزمون های برنامه ریزی شدة علمی-اجتماعی سنجید، لازم است به دو گروه همسان از کودکان چند اثر نمایشی نشان داده شود، به طوری که گروهی تئاتر «خوب» ببینند وگروهی دیگر شاهد تئاتر «بد» باشند و ارزش این آثار را نیز هیاتی از متخصصان فرهیخته تعیین کنند. آن گاه پس از گذشت بیست، سی یا چهل سال، پرسشنامه‌هایی توزیع شود که مشخص کند این افراد طی این مدت، چند بار در سال به دیدن تئاتر رفته اند. می‌توان آمارهای دیگری نیز به دست آورد. مثلاً چند نفر از آنها از تئاترهای آموزشی پشتیبانی مالی کرده اند یا اینکه چه تعداد از این افراد عملاً وارد حوزة تولید تئاتر شده‌اند؟ برای تکمیل چنین آزمونی گروه سومی نیز لازم است؛ گروهی که در طول دوران کودکی هیچ تئاتری ندیده باشند. به هر حال نتایج، از نظر آماری نشان خواهد داد که هر سه گروه شرایط یکسانی دارند و گروهی در این آزمون برتر خواهد بود که حضور، حمایت و مشارکت بیشتری داشته است. شاید تصور کنیم گروهی که مخاطب تئاتر« خوب» بوده است، گروه برتر باشد. پی بردن به اینکه گروه مخاطب تئاتر «بد» و یا گروه «بی ارتباط» با تئاتر، کدام یک در ردة پایین‌تر قرار دارند، جالب به نظر می‌رسد!
به هر حال چنین تحقیقی هنوز صورت تحقق به خود نگرفته است. شاید به این دلیل که به صِرف یک ابزار تحقیق، هیچ گروه تئاتر کودکی راغب به تعمق در این مقوله نمی شود. تئاتر کودک در اروپای شرقی پیشینة زیادی دارد اما هرگز پژوهش برنامه ریزی شده‌ای از این دست درآنجا میسر نبوده است، چراکه تقریباً تمامی کودکان این منطقه از دنیا، مخاطب تئاترهایی با کمیت و کیفیت یکسان بوده اند. با این حال فرضیة فوق به لحاظ کمی، هم در مورد اروپای شرقی و هم شهرهای خاصی از کشور امریکا در خور تآمل است. به نظر می‌رسد مراکزی که به طورطولانی مدت به تولید تئاتر کودک پرداخته اند، صرف نظر از سطح کیفی آثارشان، به طور محسوس از مخاطبان بزرگسال بیشتری برخوردار شده اند. البته نمی توان تأثیر حکومت را در حمایت از هنرها نادیده گرفت. این تأثیر، هرچند هم اندک باشد، تأثیری به سزاست. در امریکا چندین شهر برای سالیان متمادی، تئاتر کودک اصولی، آکادمیک و اثرگذار داشته اند. دراین میان، شهرهای اوانستون، ایلینویز، مینیاپولیس، مینه سوتا، سیاتل و واشینگتن بی‌وقفه به تولید آثار نمایشی پرداخته اند. می‌توان پیش بینی کرد که این شهرها به نسبت ساکنان شهرهای مشابه، فراتر از حد میانگین ملی، از افراد بزرگسال حاضر در عرصة تئاتر برخوردار خواهند شد. البته تغییر و تحول جمعیت، این نوع آمارها را مخدوش می‌سازد؛ شاید نصف بزرگسالان شهر اوانستون در دوران کودکی مقیم آنجا نبوده اند و به همین خاطر، دیدن اجراها را از کف داده اند.
با وجود اثبات اعتبار این پیش بینی بازهم نمی توان ثابت کرد که سنت هنری امر مطلوبی است. به گمان برخی افراد، صِرف «عشق به هنر» باعث عقیم ماندن جامعه می‌شود. دلایل دیگری نیز می‌آورند که آن را باید در میان طرفداران تئاتر کودک جست.

ارزشمندی برای کودکان
«کِِنِث ال گراهام» طی مقاله‌ای، تئاتر خوب کودک را حایز پنج کیفیت ارزشمند می‌داند: سرگرمی، رشد روانی، یادگیری، لذت زیبایی شناختی و پرورش مخاطبان آتی. واژگانی که من به کار می‌برم با این پنج کیفیت همخوانی دارد، اما مایلم از «سرگرمی» و «رشد» به عنوان جنبه های زیبایی شناختی یاد کنم و برای آن که مفهوم «یادگیری» را تا حد ممکن بسط دهم، آن را به «آموزش» تغییر دهم. بدین ترتیب زیبایی شناسی، آموزش و روان‌شناسی سه حوزة اساسی اند که آنها را به عنوان معیارهای ارزش گذاری تئاتر خوب کودک به کار می‌گیرم.
نخستین ارزش زیبایی شناختی، ایجاد حس شوق و سرگرمی به واسطة مشارکت در یک عمل خلاق است؛ پدیده‌ای که در برخی ادوار تاریخی از آن به تجربه‌ای مذهبی تعبیر شده است. عمل خلاق عمدتاً امری نمادین تلقی شده است، چیزی نظیر قاعدة موسمی تجدید حیات. امروزه وقتی بخواهیم تجربه را در حوزة هنر مورد مداقه قرار دهیم، احتمالاً درمی‌یابیم که خصلت نمادین آن نسبت به رابطة آن با بستر اجتماع، از اهمیت کمتری برخوردار است.
از سوی دیگر تجربة زیبایی شناسانه منحصر به کودکان نمی شود. گرچه زودباوری آنان و عدم شناختشان از فرم تئاتری باعث می‌شود که در برابراین مقوله انعطاف پذیر باشند. اما نکتة اساسی این است: «مشارکت»، بنیاد ارزش زیبایی شناختی است. در کشور فرانسه «حضور» در یک سالن تئاتر در حکم « مشارکت » و به معنای «همکاری در امر اجرا» است. اگر کودک به طورحضوری شاهد اجرا نباشد، یعنی آن را از طریق تلویزیون یا بر پردة سینما ببیند، به این معناست که شانس مشارکت وی به گونة قابل توجهی کاهش یافته است. با وجود آنکه کودکان، شکل زندة تئاتررا تنها شکل طبیعی آن می‌دانند، اما همواره به نوعی سعی در مشارکت دارند. به همین خاطر است که وقتی مرد سواره بر پردة سینما می‌تازد تا قهرمان فیلم را نجات دهد، فریاد هلهله و شادی آنان بلند می‌شود. اگر کودکان هنرپیشه ها را نپذیرند، امکان مشارکت کم می‌شود و بدین ترتیب لذت زیبایی شناختی آنان تقلیل می‌یابد. حضور، رویارویی بی‌پرده با هنرپیشگان و کنش زندة باورپذیر، کلیدهای مشارکتند. باید تأکید کرد که ارزش زیبایی شناختی، آموزشی و روان‌شناختی محدود به کودکان نمی شود. بزرگسالان نیز، گرچه با احتیاط بیشتر، جویای این ارزش ها در تئاتر هستند، اما کودک قادراست در نمایش های خوب بزرگسالان نیز این ارزش ها را بیابد، گرچه هرازگاه، مشارکت وی با این حس که همه چیز برایش قابل درک نیست کاسته می‌شود (این حقیقت دارد که نه عدم درک، بلکه «احساس» عدم درک، امر مشارکت را مخدوش می‌سازد).
از نظر آموزشی، تئاتر کودکان می‌تواند حایز توانمندی ها و پیامدهای دیرپایی باشد. انگیزه، موجب تقویت یادگیری می‌شود و انگیزه‌ای که یک تفریح لذت بخش به وجود می‌آورد، امتیازات آشکاری بر کلاس رسمی معمولی دارد. به عبارتی نمی توان اسم یک سخنرانی خشک و رسمی را تئاتر گذاشت، زیرا چنین تئاتری از امتیاز «انگیزه بخشی» برخوردار نیست. نمایش، و درواقع هر هنر دیگری، با قرار دادن بینش مخاطبان خود در معرض حقایق و دیدگاه های گوناگون، «غیرمستقیم» آموزش می‌دهد. این امر باعث می‌شود که فرد یادگیرنده، ادامه دادن و پیگیری امر یادگیری را وظیفة خود بداند، نه معلم. نظریه پردازان آموزشی به اتفاق بر این باورند که این نوع از یادگیری انتخابی تر، سریع‌تر و دقیق‌تر از نوع تحمیلی بیرونی است.
جملة مشهور «یاشا فرانک» را با هم مرور کنیم :« کودکان عاشق یادگیری اند، اما از نصیحت شدن بیزارند». البته میزان یادگیری کودکان به واسطة تئاتر، به نوع نمایش و طریق به صحنه آوردن آن بستگی دارد. یاد صحنه‌ای از یک فیلم کودکانة ژاپنی می‌افتم که در آن دو کودک همبازی در حیاط مدرسه برای آن که از کلاس درس جا نمانند می‌دوند، با عجله کفش های خود را در می‌آورند و در جایی می‌گذارند، آنگاه وارد کلاس می‌شوند. خوشبختانه در این فیلم هیچ کس به عنوان راوی مستقیماً به ما نمی‌گوید که: « کودکان ژاپنی وقتی وارد جایی می‌شوند، کفش خود را درمی آورند». در عوض به طور غیرمستقیم درمی یابیم که در آنجا تأخیر از نظر مسوولان مدرسه مساله‌ای جدی است، درآوردن کفش امری عادی است، معماری مدارس ژاپنی با مدارس ما تفاوت دارد، اما کارکرد آن بسیار مشابه است، و اینکه لِک و لِک کردن در راه مدرسه و بعد تعجیل برای سر وقت رسیدن، یک خصلت انسانی جهانی است. کودک می‌تواند راجع به اخلاق، آداب و رسوم سایرملل، جغرافیا و روان‌شناسی انسانی، بی‌آنکه کلمه‌ای به او «یاد» داده شود، آموزش ببیند. بهداشت، ریاضیات، علوم سیاسی، تشکل های اجتماعی، کاربرد زبان و واژگان، آداب همزیستی، تاریخ، علم، ورزش و هر موضوع دیگری می‌تواند مضمون یک اثر نمایشی باشد و کودک از این طریق آن را جذب کند. وی همچنین آداب هنر نمایش، و دیگر هنرها را به راحتی و با مشاهدة «چگونگی» به اجرا درآمدن آن، فرامی گیرد.
ارزش های روان‌شناختی نیز، بسیار بیش از تئاتر بزرگسالان، در این نوع تئاترحایزاعتباراست. وقتی کودک شاهد رفع معضلی باشد درمی یابد که الف) مسائل را می‌توان حل کرد، ب) مسایل خاصی که می‌تواند دامنگیر هرکسی باشد، رو در روی او، دست کم توسط شخصیت‌هایی خیالی، رفع می‌گردد. در مورد برخورد ما بزرگسالان نیز با تئاتر وضع به همین منوال است، اما از آنجا که همة ما با هم متفاوتیم و بالطبع درگیر مسایل خاص خود هستیم، بسیار کم پیش می‌آید که با شخصیتی روبرو شویم که در وی خود و تک تک مسایل‌مان را بیابیم. اگرچنین چیزی پیش آید کاملاً اتفاقی است، چرا که ما بزرگسالان همواره به لحاظ روان‌شناسی فاصلة خود را با آنچه بر روی صحنه در جریان است، حفظ می‌کنیم.
به لحاظ روانی، مخاطبان کودک حس مشارکت بسیار بیشتری دارند. هر کودک نیاز به این دارد که نوعی خودباوری مثبت را در خود پرورش دهد و یاد بگیرد که دیگران با او تفاوت دارند. چنین رشدی، البته با احتساب تفاوت های متعدد فردی، ممکن است در حدود سنین هفت یا هشت سالگی به یک بحران بیانجامد. این مسالة خاص را می‌توان دستمایة یک نمایش کرد و به این گروه سِنی نشان داد.
وقتی کودک وارد دورة بلوغ شد، نیازهای نیرومند سنی وی افزایش می‌یابد. همچنین احساس متفاوت بودن برای او به نوعی استیصال روانی بدل می‌شود. این پدیده تقریباً در همة کودکان و در سن یکسانی بروز می‌کند. نمایشی که در آن شخصیت اصلی چنین معضلی را رفع کند، در این سن بحرانی می‌تواند تقریباً برای همة کودکان نوعی سَرزندگی و نشاط روانی فراهم آورد، البته اگر سطح سنی مخاطب دقیقاً با سطح بحران مورد بررسی همخوانی داشته باشد.
به واسطة آگاهی دقیق نسبت به نیاز مخاطب و نظارت بر این که هر گروه سنی کدام نمایش را باید ببیند، ارزش های روان شناختی لازم برای ایجاد تئاترخوب کودک بسیارافزایش می‌یابد.
معمولاً تئاتر می‌تواند برای کودک لذت، فرصت مشارکت خَلاق، امکان یادگیری و مجال رشد روانی و سلامت هوشی فراهم کند، اما با وجود داشتن این منافع بازهم ممکن است که منجر به یک سنت هنری نشود. شاید هم بتواند هر دوی این موارد را محقق سازد.

ارزشمندی برای جامعه
آخرین علت وجودی تئاتر کودک به شدت، باب میل سیاستمداران و سوداگران است و می‌تواند به عنوان یک ارزش در کنار معیارهایی که باعث پیشرفت هنرها و پرورش کودکان می‌شود، و یا حتی جدا از آنها نیز قرار داده شود. این ارزش عبارت است از استفادة ابزاری جامعة بزرگسال از تئاتر کودک.
هدف اولیة آموزش، خدمت به جامعه از راه قرار دادن بچه ها در قالب یک شهروند است. اما چنین خدمتی از دو راه میسر است: یکی خدمت به جامعة امروز ـ به افراد در حال تحصیل ـ به منظور بار آوردن شهروندانی که با شرایط موجود سازگار باشند؛ و دیگری خدمت به جامعة فردا ـ به کسانی که آمادة تحصیلند ـ برای ایجاد زمینة خلاقیت در آنان تا بلکه در این دنیا به شهروندانی وظیفه شناس بدل شوند. به عبارتی،هم می‌توان سنت های موجود را القا کرد و هم اینکه ارزش های اخلاقی متناسب با نیازهای آینده را پروراند. تئاتر کودک می‌تواند ابزاری آموزشی برای رسیدن به هر دوی این اهداف باشد. هدف دوم بر حل خَلاقانة مسایل تأکید دارد؛ اینکه تئاتر باید افرادی را به نمایش بگذارد که بدون ملاحظه‌ی اخلاقیات یا سنت های موجود و با اتکا بر ارزش های اخلاقی مناسبی که خود برمی گزینند، مسایل را رفع کنند. چنین نمایش‌هایی غالباً اخلاق گرایان متعصب را خشمگین می‌سازد، چرا که شخصیت اصلی نمایش ممکن است به اقتضای هدف خویش، حقیقت را به سُخره بگیرد. «رینارد روباه» اثر«آرتور فارکز» نمونة بارزی است از نمایش‌هایی که نسل آینده را مد نظر دارند. اما به نظر می‌رسد که امروزه حجم زیادی از تئاتر کودک در خدمت هدف اول، که همانا تقویت اخلاقیات امروزی است، باشد. نمایش‌هایی که شخصیت اصلی باید در آن چیزی بیاموزد و خود را با یک ارزش «بیرونی» سازگار کند، از این گونه اند. به عنوان مثال جامعة مدرن برای اعتدال، ارزش والایی قایل است و براین اساس، شخصیت جوان یک نمایش اخلاقی یاد می‌گیرد که موفقیت، هرچقدر هم که بزرگ باشد، نباید در او احساس غرور ایجاد کند. این به معنای تردید در ارزش اعتدال نیست، بلکه صرفاً به این اشاره دارد که شاید اعتدال یک ارزش اکتسابی بیرونی باشد. اما این امکان نیز هست که اعتدال« از نظر درونی» با ارزش باشد. اگر یک نمایش خودستایی یا تواضع مفرط را نقد کند، باید آن را در ردة آثاری قرار داد که نسل آینده را مد نظر دارند.
بارزترین نمونه های نمایش‌هایی که از ساختارارزشی موجود طرفداری می‌کنند، آن‌هایی هستند که آشکارا زندگی کسانی را که مظهر فضایل مدرن هستند، دستمایة کار خود قرار می‌دهند. تئاترهای کودک با موضوعات تاریخی تقریباً همیشه جزو این رده محسوب می‌شوند. تمام نمایش‌هایی که قهرمان آن، بانی سرزمین و اخلاقیات خاصی است، از این گونه اند. وقتی هویت، این قدرتمندترین اصل روان‌شناختی، مضمون یک نمایش باشد، کودک نسبت به تاریخ ملت خویش آگاهی می‌یابد و می‌آموزد که کردار نیک بزرگان را آن چنان که بر صحنه نشان داده می‌شود، سرمشق خود سازد. هرملتی در تاریخ و یا فرهنگ قومی خویش قهرمانانی دارد که تجلی گر ارزش های اخلاقی موجودند. فرقی ندارد که این ارزش ها با آنچه واقعاً پس از این دورة تاریخی پیش می‌آید همخوان باشند یا نه، مهم این است که تئاتر می‌تواند ارزش های اخلاقی را از طریق هویت و به واسطة قهرمانی پذیرفتنی درس دهد.
حتماً خواننده تاکنون دریافته است که تئاتر همان قدر که ابزاری اخلاقی است می‌تواند ابزاری سیاسی نیز باشد. تغییرِ تنها تعداد کمی از رسوم اخلاقی می‌تواند تأثیری چون تغییرات سیاسی، از دموکراسی به دیکتاتوری و یا برعکس، را موجب شود. یک رژیم سیاسی می‌تواند به مدتی نامحدود بر روی کار بماند اگر بتواند اخلاقیات موجود را به نسل موفق جامعه القا کند. در واقع شک در اخلاقیات موجود است که سبب براندازی(خشن یا نرم) می‌شود. اگر بتوان اخلاقیات موجود را بی‌اثر کرد، ساختار سیاسی نیز بی‌اثر می‌شود. تغییر اخلاقیات ملی هر کشوری در نهایت به آشوب سیاسی می‌انجامد.
نیاز جامعه به تئاتر کودکان می‌تواند مبتنی بر ارزش های مقبول رهبران ـ معمولاً رهبران سیاسی ـ آن جامعه باشد.«لنین» می‌خواست اخلاقیات رعیتی روس را به اخلاقیات کارگری اشتراکی تبدیل کند و «استالین» در پی آن بود که آن اخلاقیات کارگری را تا حد ممکن بی‌اثر گرداند. هر دو از تئاتر کودک به عنوان ابزاری برای رسیدن به هدف خود بهره بردند. برعکس، پیش آمده است که در کشوری چون امریکا، اخلاق گرایان بلندنظر و نیک اندیش از تئاتر کودک برای بی‌اثر کردن اخلاقیات کوته بینانة امریکایی استفاده کرده اند.
این که از تئاتر کودک چه استفادة ابزاری می‌توان کرد، هدف این مبحث نیست. بلکه بحث بر سراین است که تئاتر می‌تواند چه کارکردهایی داشته باشد. هرگونه پژوهش در آداب اخلاقی هم می‌تواند مورد بهره برداری قرار گیرد و هم از هرنوع آداب اخلاقی نامطلوب جلوگیری کند. به واسطة استفادة مناسب از تئاتر کودک، مشروط بر اینکه زمان کافی (دست کم برای پرورش یک نسل) فراهم باشد، هر گونه الگوی رفتاراخلاقی را می‌توان نهادینه کرد و هر نوع انقلاب در حال شکل گیری را متوقف و یا تقویت نمود.
دیکتاتورهای روس در عصر مدرن بسیار آگاهانه از این ابزار بهره جستند؛ ابزاری که متخصصان پرشمار تئاتر، از «ارسطو» تا «گروتوفسکی»، به کشف قابلیت های آن پرداختند. مسلماً اگر مردم از تئاتر حمایت کنند، می‌توان از آن به عنوان ابزاری جامعه شناسانه نیز بهره برد؛ ابزاری که حتی می‌تواند به شکلی دیکتاتورمآبانه مردم را وادار به حضور نماید.
اگر حکومتی دیدن تئاتر کودک را، مثلاً در مدارس ابتدایی و با به صحنه بردن اجراهایی قوی و اثرگذار ترویج کند، ارزش های اجتماعی- سیاسی تئاتر را تحت کنترل خود می‌گیرد. در مقابل، تئاتر کودک نیز باید بخش مهمی از تلاش خود را صرف خشنود ساختن رهبران سیاسی و سوداگران تئاتر نماید. ظاهراً مردم آمریکا مدت ها چنین می‌انگاشتند که ارزش های دموکراتیک، ارزش‌هایی موروثی اند. اکنون به صرافت افتاده اند چنین ارزش‌هایی را به زندگی کودکان خویش بازگردانند. تئاتر می‌تواند این خواسته را برآوَرد. حتی اگر جامعه‌ای از هم بپاشد، امکان آن هست که بتوان به وسیلة تئاتر به کودکان آموخت که چگونه با هرج و مرج موجود و یا با شرایط دیکتاتوری مقابله کنند.
در کل، آگاهی نسبت به چنین مقولاتی سبب می‌شود که مسوولان جامعه کمتر تمایل یابند که تئاتر را به عنوان چیز بی‌اهمیتی تلقی کنند.

پانویس
1-Children’s theatre: a philosophy and a method
By: Goldberg, Muses ©1974 by Prentice-Hall, Inc Englewood Cliffs, N

نویسنده: کارگاه تئاتر بومرنگ ׀ تاریخ: ۱٠ شهریور ۱۳۸۸ ׀ موضوع: ׀ لینک این پست ׀ نظرات ()

نقد نمایش " زندگی بسیار کوتاه است "

 

 

نقد نمایش زندگی بسیار کوتاه است توسط خانم افسانه نوری در سایت ایران تئاتر

برای مطالعه کامل نقد به ادامه مطلب مراجعه کنید ....

 

ادامه مطلب .....

نویسنده: کارگاه تئاتر بومرنگ ׀ تاریخ: ٩ شهریور ۱۳۸۸ ׀ موضوع: ׀ لینک این پست ׀ نظرات ()

چند تا عکس جدید از نمایش "‌ زندگی بسیار کوتاه است "

 

 

 

 

 

 

 

 

نویسنده: کارگاه تئاتر بومرنگ ׀ تاریخ: ۸ شهریور ۱۳۸۸ ׀ موضوع: ׀ لینک این پست ׀ نظرات ()

نقد نمایش زندگی بسیار کوتاه است .....

نمایش زندگی بسیار کوتاه است در تاریخ ٣٠ / ۵ / ٨٨ نقد شد .

 

 

 

 

 

 

چند عکس از نقد روز ٣٠ / ۵ / ٨٨

 

 

نویسنده: کارگاه تئاتر بومرنگ ׀ تاریخ: ٧ شهریور ۱۳۸۸ ׀ موضوع: ׀ لینک این پست ׀ نظرات ()

تقدیم به گروه پاکان ....

نمایش زندگی بسیار کوتاه است دیروز تقدیم شد به گروه پاکان

ممنون از حضور گرم این گروه

                                                                        با تشکر فراوان

 

نویسنده: کارگاه تئاتر بومرنگ ׀ تاریخ: ٤ شهریور ۱۳۸۸ ׀ موضوع: ׀ لینک این پست ׀ نظرات ()

تولد مرتضی مبارک ......

 

تولدت مبارک مرتضی جان

 

تولد تولد تولدت مبارک

مبارک مبارک تولدت مبارک

بیا شمعارو فوت کن تا صد سال زنده باشی

تولدت مبارک مرتضی جان

امیدوارم کنار خانوادت بهت خوش بگذره عزیزم

 

 

نویسنده: کارگاه تئاتر بومرنگ ׀ تاریخ: ٤ شهریور ۱۳۸۸ ׀ موضوع: ׀ لینک این پست ׀ نظرات ()

نمایش زندگی بسیار کوتاه است تقدیم می گردد به :

نویسنده: کارگاه تئاتر بومرنگ ׀ تاریخ: ۳ شهریور ۱۳۸۸ ׀ موضوع: ׀ لینک این پست ׀ نظرات ()

با آغاز ماه مبارک رمضان ماه بخشش و رحمت .....

" زندگی  بسیار کوتاه است "‌ میزبان مهرورزان می شود .

 

 

خبرگزاری ایسکا نیوز

خبرگزای مهر

خبرگزاری فارس

وبلاگ نمایه تهران

سایت خودکار

برنا نیوز

خبرگزاری موج 

 

 

 

 

 

نویسنده: کارگاه تئاتر بومرنگ ׀ تاریخ: ٢ شهریور ۱۳۸۸ ׀ موضوع: ׀ لینک این پست ׀ نظرات ()

ماه بخشش و رحمت

 

با آغاز ماه رمضان ، ماه بخشش و رحمت

" زندگی بسیار کوتاه است" میزبان مهرورزان می شود.

همزمان با آغاز ماه مبارک رمضان " نمایش زندگی بسیار کوتاه است" به کارگردانی ،مهدی مهدی آبادی روز یکشنبه اول شهریور ماه ویژه خیرین جامعه یاوری فرهنگی به صحنه میرود.

به گزارش روابط عمومی کارگاه تئاتر بومرنگ،رضا میکائیل زاده مدیر برنامه این کارگاه با اعلام این خبر گفت: نمایش" زندگی بسیار کوتاه است" با نگاهی به موضوع بخشش و نوع دوستی برای کودکان و نوجوانان در کارگاه تئاتری بومرنگ تولید شده است . از این رو همزمان با ماه مبارک رمضان، ماه بخشش و رحمت برای اجرای این نمایش برنامه های مختلفی در نظر گرفته شده است.

وی افزود: همزمان با آغاز ماه مبارک رمضان روز یکشنبه اول شهریور ماه این نمایش میزبان خیرین جامعه یاوری فرهنگی خواهد بود. این بنیاد خیریه در کنار نمایش" زندگی بسیار کوتاه است" به معرفی و دعوت از خیرین خواهد پرداخت.

میکائیل زاده در ادامه در باره دیگر فعالیتهای این کارگاه گفت: گروه تئاتری بومرنگ به مناسبت ماه مبارک رمضان ماه رحمت و وحدت هر شب برنامه بزرگداشتی را در کنار اجرای نمایش" زندگی بسیار کوتاه است" برای جامعه هنری، رسانه ای، خیرین و...برگزار می کند.

وی ادامه داد از روز جمعه 30 مرداد ماه با بزرگداشت استاد بهرام شاه محمد لو هر شب اجرای نمایش " زندگی بسیار کوتاه است" به همراه هدایایی به یکی از اهالی جامعه تئاتر و رسانه ها اهدا می شود. بزرگداشت شهرام کرمی، رضا عبدالعلی زاده و... از جمله این بزرگداشتهاست.

نمایش «زندگی بسیار کوتاه است» روایتگر زندگی آدم برفی است که در کنار یک مترسک با هم بخشش و نوعی دوستی را تجربه می‌کنند.
مونا بیگی، مجتبی گوهرخای، بهاره میرزاپور و مرتضی احمدی بازیگران این نمایش هستند، میترا حکیم- هاشمی طراح صحنه، جعفر مهیاری- موسیقی، رضا میکاییل‌زاده- مدیر برنامه، محمد رحمانی- دستیار کارگردان علی حاجی‌بنده- مدیر صحنه: اکرم رضایی‌راد- منشی صحنه دیگر عوامل این نمایش هستند.
نمایش «زندگی بسیار کوتاه است» از 25 مردادماه همه روزه به غیر از شنبه‌ها از ساعت 18:30 میزبان علاقه‌مندان است.

نویسنده: کارگاه تئاتر بومرنگ ׀ تاریخ: ۳۱ امرداد ۱۳۸۸ ׀ موضوع: ׀ لینک این پست ׀ نظرات ()


© All Rights Reserved to zendegi-e-adambarfi.Blogfa.com / Theme by:
bahar-20